آشنایی با اسامی سوره ها (2)

21. انبیاء : پیامبران

22. حج : قصد

23. مومنون : ایمان آورده ها

24. نور : روشنایی

25. فرقان : جدا کننده حق و باطل

26 . شعراء :شاعران

27. نمل : مورچه

28 . قصص: سرگذشت

29 . عنکبوت : نام یک حشره

30. روم : امپراطوری روم

31. لقمان : یکی از حکمای الهی

32. سجده : پیشانی بر زمین گذاشتن

33. احزاب : گروه ها

34. سبا : قوم سبا( الف به شکل همزه)

35. فاطر : آفریننده

36. یس : یکی از رمز های قرآن

37. صافات : صف کشیده ها

38. ص : یکی از رمز های قرآن

39. زمر : گروه گروه

40. غافر : بخشنده گناه

نكات كليدي پيش از آغاز حفظ قرآن

الف) ويژگي‌هاي مصحف حفظ

در درس گذشته گفتیم که مهم‌ترین نکته در حفظ قرآن به روش دیداری این است که در فرآیند حفظ كل قرآن، به تعداد صفحات اين كتاب مقدس، تصاویری در حافظه بلندمدت حافظ نقش می‌بندد؛ که هر قدر این تصاویر روشن‌تر و واضح‌تر باشد، کیفیت حفظ ارتقا می‌یابد و شخص از کار خود احساس رضایت بیشتری خواهد کرد. با توجه به این نکته اصلی، به بیان مهمترین ویژگیهای مصحف حفظ می‌پردازیم. در ابتدا لازم است بیان کنیم که «مصحف حفظ» همان قرآن ويژه‌اي است كه حافظ در ابتداي كار حفظ براي خود برمي‌گزيند و ـ بنابر توصيه اكيد عموم اساتيد حفظ قرآن ـ بهتر است تا پايان يافتن حفظ كل قرآن، تمام فعاليت حفظ و مرور خود را با استفاده از همان قرآن انجام دهد. اما ويژگيهاي اين مصحف:

* بهتر است مصحف حفظ ـ چه برای حفظ آیات و چه برای در مرور و تکرار آنها ـ از قرآنهای رایج 15 سطری انتخاب شود. دلیل این توصیه اولاً ويژگي منحصر به فرد این قرآنها در پايان يافتن صفحات به آيات است؛ به اين معنا كه آيه پاياني هر صفحه در همان صفحه تمام مي‌شود و آخرين چيزي كه در صفحه ديده مي‌شود، شماره آن آيه است. همين ويژگي كمك شايان توجهي به حفظ آيات و شكل‌گيري تصوير ذهني مورد نظر در حافظه مي‌كند. همچنين زيبايي، صحّت و اتقان این رسم الخط و فراواني و در دسترس بودن آن نسبت به قرآنهای دیگر موجبات امتياز و برتري آن را فراهم کرده است. [1]

* بهتر است مصحف حفظ بدون ترجمه باشد؛ چه ترجمه زيرنويس يا ترجمه در حاشيه، و به طور كلي و تا حد امكان از هرگونه حاشيه ديگر نيز خالي باشد. هر قدر مصحف حفظ ساده‌تر و بي‌پيرايه‌تر باشد، قدرت تمركز و دقت حافظ در هنگام حفظ افزايش يافته و ذهن او با سهولت بيشتري بر متن آيات متمركز مي‌شود.

* رنگ زمينه صفحات به گونه‌اي نباشد كه در بلندمدت موجب خستگي چشم و در نتيجه كاهش بازدهي حافظه شود. از اینرو بهتر است از قرآن‌هايي كه رنگ زمينه آنها آبي روشن يا سبز مغز پسته‌اي و امثال آن است استفاده شود.

* بهتر است قطع قرآن مورد نظر قطع وزيري (متوسط) باشد. استفاده از قرآن‌هايي در قطع كوچكتر، حداقل به هنگام حفظ مقاطع جديد، مناسب نيست و ممکن است موجب خستگی چشم شود؛ هرچند به هنگام مرور و تكرار نيز بهتر است از قرآن‌هاي قطع وزيري (يا بزرگتر) استفاده شود. به طور کلی هر قدر رسم الخط مورد استفاده درشت‌تر و واضح‌تر باشد، تثبیت آن در حافظه با سهولت بیشتر همراه خواهد بود.

تمام ويژگي‌هاي فوق به شكل‌گيري بهتر و دقيق‌تر تصوير ذهني صفحات در حافظه كمك ‌مي‌كند. البته اين مطالب بدان معنا نيست كه كار حفظ متوقف بر وجود چنين قرآني شود؛ ولي بی‌تردید تحقق اين شرايط، بازدهي کار حافظ را افزايش مي‌دهد.

بار دیگر تأکید می‌کنیم که برای موفقیت هرچه بیشتر در امر حفظ قرآن و دستیابی سریع‌تر به نتیجه مطلوب، حتي الامكان از آغاز تا پايان كار حفظ از مصحف واحدي استفاده کنید و اگر اين امكان فراهم نيست، سعی کنید حداقل براي حفظ مقاطع جديد از يك قرآن واحد استفاده كنید و مرور و تكرار را با قرآن‌هاي ديگر انجام دهید.

ب)‌مناسب‌ترين زمان و مكان براي حفظ

بهترين شرايط زماني و مكاني براي حفظ (حفظ قسمتهاي جديد يا مرور محفوظات گذشته) زماني است كه حافظه فرد براي پذيرش مطالب جديد و حفظ آنها آمادگي بهتر و بيشتري دارد و مي‌تواند با كيفيتي مطلوب به بازيابي و بازخواني محفوظات گذشته بپردازد. بنابراين مناسب‌ترين زمان و مكان براي حفظ براي هر كس، بسته به شرايط زندگي او مي‌تواند متفاوت باشد. اما به طور كلي و براي عموم علاقمندان به حفظ قرآن، بهترين زمان و مكان از شرايط زير برخوردار است:

* بهترين زمان : به نظر مي‌رسد آغاز روز و پس از استراحت شبانه مناسب‌ترين زمان براي حفظ قسمت‌هاي جديد است. در اين اوقات حافظه برای پذیرش مطالب جدید فراغت و آمادگی بيشتري دارد و هنوز چندان با مشغله‌های روزمره درگير نشده و در نتيجه بهتر و راحت‌تر مطالب را در خود جاي مي‌دهد. زمان مناسب براي مرور محفوظات گذشته هم زماني است كه حافظ حداقل كمي از درگيري‌ها و مسائل روزانه خود فراغت يافته باشد. براي مثال، بعد از اداي نمازهاي يوميه (يعني در ميانه روز و آغاز شب) و نيز پيش از خواب شبانه زمان‌هاي خوبي براي مرور محفوظات است.

* بهترين مكان : هر قدر مكاني كه حافظ براي فعاليت‌هاي مرتبط با حفظ (اعم از حفظ جديد، مرور، پرسش و ...) اختصاص مي‌دهد، ساده‌تر و بي پيرايه‌تر باشد، به تمركز ذهني و بازدهي بهتر كار او كمك مي‌كند. بنابراين يك اتاق يا فضاي خالي و به دور از هياهو و تا حد ممكن خالي از تزئينات، مكاني مناسب براي حفظ قرآن خواهد بود.

نكته ديگر در اين رابطه آن است كه حافظ بايد بكوشد تا در حد توان، در زمانها و مكانهاي ثابتي به حفظ بپردازد؛ مثلاً حفظ قسمتهاي جديد را هميشه در آغاز روز انجام دهد و سپس در چند نوبت ثابت در طول روز، به مرور و تمرين محفوظات بپردازد. توجه به اين نكات و عملي ساختن آنها كاركرد حافظه و كيفيت حفظ را افزايش خواهد داد.

ناگفته نماند كه افراد شاغل و كساني كه اوقات فراغت چنداني ندارند، مي‌توانند با يك برنامه‌ريزي مناسب، از وقتهايي كه معمولاً در طول روز هدر مي‌رود (مثل زمان انتظار براي رسيدن سرويس رفت و آمد، در اتوبوس يا مترو، هنگام رفتن به محل كار يا برگشت به منزل و ...) به بهترين وجه استفاده كنند و مرور محفوظات خود را در اين زمانها انجام دهند.

ج)‌ از كجاي قرآن شروع به حفظ كنيم؟

از جمله نكاتي كه مي‌تواند موجب تقويت انگيزه حافظان و پيشرفت سريع‌تر آنان شود، در نظر گرفتن اهداف زودياب و در دسترس در حفظ قرآن است. توضيح آنكه ممكن است حفظ كل قرآن با حجمي بيش از 600 صفحه در نگاه اول هدفي سنگين و دست‌نيافتني به نظر برسد، اما فرد مي‌تواند اين هدف بزرگ را به اهدافي كوچكتر تبديل كرده و با دستيابي به هر يك از آنها، در نهايت به آن هدف بزرگ دست يابد. با توجه به اين نكته به سؤال فوق چنين پاسخ مي‌دهيم: بهتر است كار حفظ خود را از جزء سي‌ام و حفظ سوره‌های کوتاه قرآن (از سوره ناس به سوره نبأ) آغاز كنيم. دليل اصلي اين پيشنهاد آن است كه «حفظ جزء سي‌ام» به عنوان هدفي دردسترس و زودياب، مي‌تواند انگيزه ما را براي تداوم كار حفظ دو چندان سازد. به علاوه اینکه بيشتر افراد بسياري از سوره‌هاي جزء سي‌ام را حفظ هستند و حفظ مابقي سوره‌ها هم به دليل كوتاه بودن آيات و آسان بودن مقاطع، كار چندان دشواري نيست. پس از حفظ جزء سي‌ام و تثبيت آن مي‌توانيد كار خود را از حفظ قرآن از ابتدا (جزء اول) به انتها ادامه دهيد.

به نقل از سایت سازمان دار القرآن الکریم



[1] . عموماً اين رسم الخط به نام رسم الخط «عثمان طه» شناخته مي‌شود.

اسرار تسبیحات حضرت زهرا(س)

 تسبیحات حضرت زهرا(س) از آثار و برکات بسیاری برخوردار است که به بخشی از آن می پردازیم.

نجات از شقاوت

تسبیحات حضرت زهرا(س) از آثار و برکات بسیاری برخوردار است که از جمله‏ ی آنها نجات یافتن از شقاوت و بدبختی است. هر انسانی به تناسب بینش و نگرشی که به جهان هستی و وجود پرآشوب خود دارد به دنبال خوشبختی است، و به عبارتی دیگر یکی از مهمترین مسائلی که همه‏ ی انسانها را آگاه یا ناآگاه به خود مشغول داشته است به طوری که کارهای زندگی و برنامه‏ هایشان را در جهت وصول به آن پی‏ ریزی می‏ کنند، مسئله‏ ی رسیدن به سعادت و گریز از شقاوت است.

منتهی از آنجایی که انسان اختیار دارد؛ راه خودش را باید آزادانه انتخاب کند. لذا انسان بعد از این که راه برایش نمایان شد، گاهی حسن انتخاب به خرج می ‏دهد و راه هدایت می‏ پیماید، و گاهی سوء انتخاب به خرج داده و راه ضلالت و گمراهی پیش می‏ گیرد. و این مسئله شقاوت و سوء عاقبت مسئله ‏ای است که همه‏ ی آنان که به خود آمده‏ اند، از آن می‏ ترسند و آنها که بصیرت ندارند و در خواب غفلت عمر می‏ گذرانند از آن نیز به غفلت به سر می‏ برند.

لذا آن دسته که دارای بصیرت هستند، به لحاظ خوف از شقاوت همیشه دست به دعا و ذکر بلند می‏ کنند و با تضرع و اصرار از خدای خویش طلب دوری از شقاوت و رسیدن به سعادت می ‏نمایند. مداومت بر تسبیحات حضرت فاطمه(س) ، موجب محفوظ ماندن از شقاوت و بدبختی است.

از این رو شایسته نیست که از برکات و آثار آن غفلت نموده و در انجام آن کوتاهی و سستی نماییم.

امام صادق(ع) در این رابطه می‏ فرماید: «یا ابا هارون، انا نامر صبیاننا بتسبیح فاطمه علیها السلام کما نامرهم بالصلاه، فالزمه، فانه لم یلزمه عبد فشقی»(1)؛ ای ابا هارون! ما بچه‏ های خود را همانطور که به نماز امر می‏ کنیم به تسبیحات حضرت فاطمه(س) نیز امر می‏ کنیم. تو نیز بر آن مداومت کن، زیرا هرگز به شقاوت نیفتاده است بنده‎ای که بر آن مداومت نموده است.

و نیز از این حدیث شریف استفاده می‏ شود که شایسته است والدین محترم، تسبیحات حضرت زهرا (س) را مانند نماز به فرزندانشان تعلیم کنند، باشد که مشمول این حدیث گردند.

دوری شیطان و خشنودی خدا

شیطان همواره دشمن دیرینه‏ ی انسان بوده و هست و هیچگاه انسان از حیله‏ ها و خواطر شیطانی او در امان نیست. شیطان بنا بر آیات الهی، دشمن قسم خورده‏ ی انسان است تا او را به هر طریق ممکن به گمراهی بکشاند. از این رو آدمی همیشه در معرض تهاجم شیطان و وساوس شیطانی است. بعضی انسانها در مقابل این تهاجم شیطانی و خواطر نفسانی همیشه در حال فرارند که در این صورت همواره مورد تعقیب شیطان و خواطرند، و هیچگاه خلاصی ندارند و ای بسا در آخر خسته شده و نفس ‏زنان تسلیم شوند، و عده‏ ای اندک در تلاش ‏اند که با مداومت بر ذکر و فکر و عمل، چنان رفتار کنند که شیطان و خواطر را از خود فراری دهند و شیطان را از خود دور کنند که البته راهی است مشکل. کسانی که به این مقام برسند دارای نفس مطمئنه خواهند شد که دیگر دگرگونی در آن راه ندارد.

وقتی انسان توانست شیطان را از خود دور و طرد کند، و به طاعات عمل نماید و در کارها و اذکار و عبادت‎های خود اخلاص ورزد، رضایت خدا نیز حاصل گردد، چون شیطان و وساوس او یکی از بزرگترین موانع کسب رضایت و خشنودی حق تعالی است. آری رضا و رضوان خداوند سبحان مطلوب سالکان و منتهای آرزوی عارفان است.

یکی از راه‎هایی که می‏ تواند شیطان را از انسان دور کرده و موجبات رضای الهی را فراهم آورد مداومت بر تسبیحات حضرت فاطمه(س) است.

امام باقر (ع) می‏ فرماید: «من سبح تسبیح فاطمه ثم استغفر، غفر له، و هی مائه باللسان، و الف فی المیزان، و یطرد الشیطان، و یرضی الرحمان»(2)؛ هر کس تسبیحات حضرت فاطمه(س) را بجا آورد و پس از آن استغفار کند، مورد مغفرت قرار می ‏گیرد، و آن تسبیح به زبان صد تا است، و در میزان (اعمال) هزار (ثواب) دارد، و شیطان را دور کرده، و خدای رحمان را خشنود و راضی می ‏نماید.

از امام صادق(ع) روایت است که وقتی انسان در جای خواب خود می‏ خوابد، فرشته‏ ی بزرگواری و شیطان سرکشی به سوی او می‏ آیند، پس فرشته به او می‏ گوید:

روز خود را به خیر ختم کن و شب را با خیر افتتاح کن، و شیطان می‏گوید: روز خود را با گناه ختم کن و شب را با گناه افتتاح کن. اگر اطاعت فرشته کرد و تسبیحات حضرت زهرا(س) را در وقت خواب خواند، فرشته آن شیطان را می‏ راند و از او دور می‏ کند، و او را تا هنگام بیداری محافظت می‏کند، پس باز شیطان می‏ آید و او را امر به گناه می‏ کند و ملک او را به خیر امر می‏ کند. اگر از فرشته اطاعت کرد و تسبیح آن حضرت را گفت آن فرشته، شیطان را از او دور می‏ کند و حق تعالی عبادت تمام آن شب را در نامه ‏ی عملش می‏ نویسد.(3)

برائت از دوزخ و نفاق

بنا بر روایت امام صادق(ع)، تسبیحات حضرت زهرا(س) از جمله‏‎ی ذکر کثیری است که خداوند در قرآن کریم یاد فرموده است:

«تسبیح فاطمة الزهراء علیها السلام من الذکر الکثیر الذی قال الله عز و جل: «واذکروا الله ذکرا کثیرا.» و از طرفی رسول گرامی اسلام فرموده است: «من اکثر ذکر الله عز و جل احبه الله و من ذکر الله کثیرا کتبت له برائتان؛ برائة من النار و برائة من النفاق»(4)؛ هر کس ذکر خدای عزوجل را بسیار کند خداوند او را دوست دارد، و هر کس ذکر خدا را بسیار کند برای او دو برائت(منشور آزادی) نوشته شود: یکی برائت از آتش جهنم، و دیگری برائت از نفاق و دورویی.

لذا تسبیحات صدیقه‏ ی طاهره اگر با شرائطش انجام پذیرد، موجب برائت از دوزخ و نفاق می‏ گردد.

پی‎نوشت‎ها

1 فروع کافی، کتاب الصلاه، ص 343، ح 13.

2 وسائل الشیعه، ج 4، ص 1023، ح 3.

3 شیطان دشمن دیرینه‏ی انسان، محمد نصیری، ص 136.

4 اصول کافی، ج 2، ص 499، ح 3.

به نقل از سایت : http://rajanews.com

دانلود اذان با صدای رضاییان

ادامه نوشته

آشنایی با اسامی سوره ها (1)

آشنایی با اسامی سوره ها (1)

1. فاتحه : گشاینده

2. بقره:  گاو ماده

3.آل عمران : خاندان عمران

4. نساء : زنان

5. مائده : غذا

6. انعام : چهارپایان

7. اعراف : جاهای بلند

8. انفال : ثروت های عمومی

9. توبه : بازگشت

10. یونس : یکی از پیامبران

11. هود : یکی از پیامبران

12. یوسف : یکی از پیامبران

13. رعد : صدای ابرها

14. ابراهیم : یکی از پیامبران

15. حجر : پناه

16. نحل : زنبور عسل

17. اسراء : حرکت شبانه

18. کهف : غار

۱۹.مریم : مادر حضرت عیسی (ع)

۲۰. طه : یکی از رمز های قرآن

صديقه طاهره درنگاه ائمه معصوم(ع)

مقام والاى حضرت فاطمه زهرا(س) فقط ازمنظر معصومين(عليهم السلام) كه همتاى ايشانند, قابل بيان است. كلمات و سخنان اين بزرگواران حكايت از كرامت و عظمت والاى اين بانوى عالمه دارد:

 

1 ـ فاطمه(س) از نگاه امام اميرالمومنين(ع) 

در آخرين لحظات عمر مبارك حضرت فاطمه(س) وصاياى خويش را به همسرشان مى نمودند كه ((اى پسرعمو! توهرگز مرا در دوران زندگى دروغگو وخائن نيافتى و هرگز با فرمانت مخالفت نكردم.))
على(ع) كه شاهد درگذشت تنها ياور و تسلى بخش خود است, مى فرمايد: ((پناه به خدا! تو داناتر و پرهيزگارتر و گرامى تر و نيكوتر از آنى كه من به جهت مخالفت كردنت با خود, تو را نكوهش كنم. دورى از تو و احساس فراقت برمن گران خواهد بود ولى گريزى از آن نيست. به خدا سوگند! با رفتنت مصيبت رسول خدا(ص) را برمن تازه كردى. انالله و انااليه راجعون از اين مصيبت بزرگ و دردناك و تاءثرآور و حزن انگيز!))(1)
دقت دركلام على(ع) در اين لحظات شدت علاقه و احترامش را به فاطمه(س) مى رساند. در نگاه امام على(ع) فاطمه در چنان مرتبه والايى از زهد و خداترسى و عمل به احكام الهى قرار دارد كه تصور مخالفت او با همسرش ممكن نيست. حضرت على(ع) در پاسخ به ادعاهاى بى اساس معاويه مبنى بر فضايل امويان در نامه اى مى نويسد: ((... دو سيد جوانان اهل بهشت از ماست و ((صبيه النار)) از شماست, كودكانى كه نصيب آنان آتش گرديد. بهترين زنان جهان از ماست. و ((حماله الحطب)) آنكه هيزم كشد براى دوزخيان از شماست. اين فضليت ها از ماست و آن فضيلت ها از شماست...))(2)
در شعرى كه به ايشان منسوب است, مى فرمايد: ((من به فاطمه و فرزندانش مباهات مى كنم! آن گاه به رسول خدا(ص) افتخار مى كنم در آن هنگام كه فاطمه را به همسرى من درآورد.))(3)
شخصيت والايى چون حضرت على(ع) به همسرى بانوى جهان افتخار مى كند و همسرى با او را ملاك برترى خود و شايستگى اش بر رهبرى اسلام مى داند.

2 ـ فاطمه(س) از نگاه امام حسن مجتبى(ع)

امام حسن(ع) در موارد بسيارى از مادرشان سخن گفته اند. من جمله: ((شبى ديدم مادرم در محراب به نماز ايستاده است و تا طلوع خورشيد مشغول ركوع و سجود بود و شنيدم براى يكايك مردان و زنان دعا مى كرد و آنان را نام مى برد ولى براى خود چيزى نخواست. عرض كردم: مادر! چرا همان گونه كه براى ديگران دعا مى كنى, براى خود دعا نمى كنى؟ فرمود: فرزندم! اول همسايه بعد از آن خانه.))(4)

3 ـ فاطمه(س) از نگاه امام حسين(ع)

 در روز عاشورا, در آن هنگام كه لشكر دشمن امام حسين(ع) را احاطه كرد. ضمن خطبه مفصلى فرمودند: ((مرا بين كشته شدن و ذلت مخير كرده اند و من هرگز تن به پستى نمى دهم. خدا و رسول مرا از چنين كارى باز مى دارند. همچنين نياكان پاك و دامن هاى مطهر و پاكيزه اجازه چنين پذيرشى را به من نمى دهند.))(5)
در يك كلام, امام حسين(ع) دليل پايمردى و مقاومت خويش را تربيت الهى فاطمه(س) مى داند.
امام حسين(ع) نقل مى كند: ((آن زمان كه رسول خدا(ص) در خانه ام سلمه بود, صرصائيل (يكى از فرشتگان الهى)) نزد پيامبر آمد و عرض كرد: نور را به عقد نور درآور. پيامبر فرمود: چه كسى را براى چه كسى؟ گفت: دخترت فاطمه(س) را براى على ابن ابى طالب. سپس در حضور جبرئيل و ميكائيل و صرصائيل فاطمه را به عقد على درآورد.))(6)

4 ـ فاطمه(س) از نگاه امام سجاد(ع)

 امام سجاد(ع) مى فرمايد: ((وقتى كه قيامت فرا رسد, منادى ندا مى دهد: در اين روز, ترس و اندوهى به خود راه ندهيد. همه خوشحال از اين عفو عمومى سربالا مى برند. فاطمه(س) وارد محشر مى شود و گفته مى شود كسانى كه به آيات ما ايمان آوردند و مسلمان شدند به جز مسلمانانى كه دوستدار اهل بيت هستند, همگى سرها را بزير اندازند. آن گاه اعلام مى شود: اين است فاطمه دخت محمد(ص). او و همراهانش به سوى بهشت مى روند. خداوند فرشته اى را خدمت وى مى فرستد و مى گويد: حاجتت را از من بخواه!
فاطمه عرض مى دارد: پروردگارا! حاجت من آن است كه مرا و كسانى را كه فرزندان مرايارى كردند, مورد عفو قرار دهى.))(7)

5 ـ فاطمه(س) از نگاه امام محمدباقر(ع)

امام باقر(ع) به جابر روايت كردند كه: ((... چون قيامت شود, جبرئيل ندا مى دهد: خديجه دختر خويلد كجاست؟ مريم دختر عمران, آسيه دختر مزاحم, ام كلثوم خوهر موسى كجايند؟ آنان از جاى بر مى خيزند... اى اهل محشر! امروز من كرامت را براى محمد و على و حسن و حسين و فاطمه(عليهم السلام) قرار دادم. سرها را پايين بياندازيد و چشمها را فرو ببنديد, چون فاطمه مى خواهد به بهشت برود. سپس جبرئيل ناقه اى بهشتى مىآورد و آن حضرت را به بهشت مى برد و ليكن ايشان وقتى نزديك بهشت مى رسد درنگ مى كند. خداوند مى فرمايد: درنگ شما براى چيست؟
فاطمه مى گويد: پروردگارا! دوست دارم در چنين روزى مقامم شناخته شود. خداوند مى فرمايد: اى دختر حبيبم! برگرد و نظر افكن و هركس را كه دوستى تو يا دوستى يكى از فرزندان تو در دلش باشد, او را گرفته و وارد بهشت كن.))
در ادامه امام باقر(ع) مى فرمايد: ((به خدا سوگند! اى جابر در آن روز فاطمه شيعيان و دوستانش را همانند پرنده اى كه دانه خوب را از دانه بد جدا مى كند, از بين جمعيت جدا مى كند.))(8)

6 ـ فاطمه(س) از نگاه امام جعفر صادق(ع)

مرحوم مجلسى در ضمن روايتى از امام صادق(ع) نقل مى كند: ((فاطمه, صديقه كبرى است. محور حركت انسانهاى گذشته, معرفت و شناخت حضرت فاطمه بوده است.))(9)
سيد هاشم بحرانى روايت ديگرى از امام صادق(ع) نقل مى كند كه: ((نبوت هيچ پيامبرى تكميل نشد مگر اين كه به فضيلت آن حضرت اقرار نموده, محبت او را دارا باشد.))(10)
امام صادق(ع) در ذيل آيه شريفه (اناانزلناه فى ليله القدر); مى فرمايد: منظور از ((ليله)) فاطمه و منظور از ((قدر)) خداوند است. هركس فاطمه را آن گونه كه سزاوار است, بشناسد, ((ليله القدر)) را درك كرده است.))(11)
7 ـ فاطمه(س) از نگاه امام موسى كاظم(ع)
امام كاظم(ع) مى فرمايد: ((همانا فاطمه, صديقه و شهيده است.))(12) سليمان جعفر مى گويد: از امام كاظم(ع) شنيدم كه فرمودند: ((در خانه اى كه اسم محمد يا على, حسن, حسين, جعفر, عبدالله و از زنان فاطمه باشد, فقر و تنگدستى وارد نخواهد شد. 13))()

8 ـ فاطمه(س) از نگاه امام رضا(ع)

 امام رضا(ع) از اجداد گراميش نقل مى كند كه پيامبر(ص) به على(ع) فرمودند: سه فضيلت به تو داده شد كه به من داده نشده است. على(ع) عرض كرد: چه چيزهايى به من داده شده است؟ فرمود: تو پدر زنى چون من دارى كه من چنين پدر زنى ندارم, همسرى چون فاطمه به تو داده شده كه به من داده نشده است, حسن و حسين به تو داده شده كه به من داده نشده است.))(14)
امام رضا(ع) از پدران بزرگوار خود از رسول خدا(ص) نقل مى كند كه پس از ازدواج على و فاطمه(عليهما السلام) خداوند عزوجل فرمودند: ((اگر على(ع) را نمىآفريدم براى دخترت فاطمه همتا و همسرى در روى زمين يافت نمى شد.))(15)

9 ـ فاطمه(س) از نگاه امام جواد(ع)

امام جواد(ع) خطاب به موسى بن قاسم كه گفت: در حج از طرف مادرت نيز زيارت كردم و گاهى هم نكردم; فرمودند: ((آن را زياد كن, زيرا كه برترين چيزى است كه بدان عمل مى كنى.))(16)
زكريا بن آدم نقل مى كند: ((در محضر امام رضا(ع) بودم كه امام جواد(ع) در حالى كه بيش از چهار سال از عمرش نگذشته بود, وارد شد. وقتى نشست دستش را روى زمين قرار داد و سر به آسمان بلند نمود و مدتى طولانى به فكر فرو رفت. امام رضا(ع) فرمود: جانم فدايت! چرا اين چنين در انديشه اى؟ پاسخ داد: به جهت ستم هايى كه نسبت به مادرم فاطمه(س) انجام دادند.))(17)

10 ـ فاطمه(س) از نگاه امام هادى(ع)

آن حضرت در مورد علت نامگذارى حضرت صديقه طاهره(س) به ((فاطمه)), از رسول خدا(ص) نقل مى كند: ((دخترم فاطمه را بدان جهت فاطمه ناميدند كه خداوند عزوجل او و دوستانش را از آتش جهنم به دور نگه مى دارد.))(18)
11 ـ فاطمه(س) از نگاه امام حسن عسكرى(ع)
امام حسن عسكرى(ع) از امام على(ع), از رسول خدا(ص) نقل مى كند كه: ((آن هنگام كه خداوند آدم و حوا را آفريد, آنان در بهشت به خود مباهات مى كردند. آدم به حوا گفت:
خداوند هيچ مخلوقى بهتر از ما نيافريده است. خداوند به جبرئيل فرمود: اين دو بنده ام را به فردوس برين ببر! زمانى كه وارد فردوس شدند, چشمانشان به بانويى افتاد كه جامه اى زيبا از جامه هاى بهشتى در برداشت و تاجى نورانى بر سرگذاشته و دو گوشواره درخشان به گوشش آويخته بود و بهشت از پرتو نور چهره اش درخشان بود. حضرت آدم به جبرئيل گفت: حبيبم جبرئيل! اين بانو كه از زيبايى چهره اش بهشت نورانى گشته, كيست؟ گفت: او فاطمه دختر محمد(ص) پيامبرى از نسل تو است كه در آخرالزمان خواهد آمد. گفت: اين تاجى كه برسردارد, چيست؟ پاسخ داد: شوهرش على بن ابيطالب(ع) است. گفت: اين دو گشواره كه بر دو گوش او است چيست؟ پاسخ داد: دو فرزندش حسن و حسين مى باشند. آدم گفت: حبيبم! آيا اينان پيش از من آفريده شده اند؟ گفت: بلى, اينان در علم مكنون خداوند چهارهزار سال پيش از آن كه تو آفريده شوى, وجود داشتند.))(19)

12 ـ فاطمه(س) از نگاه امام مهدى (عج)

حضرت بقيه الله(عج) فرمودند: ((دختر رسول خدا فاطمه(س) براى من سرمشق و الگوى نيكويى است.))(20)
امام مهدى(ع) كه با ظهور خويش عالم را متحول مى سازد, حضرت فاطمه(س) را الگوى عملى و حكومتى خويش مى شمرد و اين, حكايت از مقام عظماى بانوى عالم, حضرت زهرا(س) دارد.
آنچه مطرح شد, قطره اى از درياى وجود فاطمه(س) بود.(21) به اين اميد كه در قيامت ما را مشمول عنايت و شفاعت خود قرار دهد.


پى نوشتها:

1 ـ فاطمه الزهرا من المهد الى اللحد, ص 609 و ;610 روضه الواعظين, ص 151.
2 - نهج البلاغه, نامه 28.
3 ـ ديوان امام على ابن ابى طالب(ع), محمدعبدالرحمن عوض, ص 65.
4 ـ بحارالانوار, ج 43, ص 81 و 82, حديث 3.
5 ـ همان, ج 45, ص 9.
6 ـ همان, ج 43, ص 123, حديث 31.
7 ـ عوالم العلوم, 1780/2/11 و 1779.
8 ـ بحارالانوار, ج 43, ص 64.
9 ـ همان, ص 105.
10 ـ مدينه المعاجز به نقل: فاطمه الزهرا بهجه القلب المصطفى, ص 86.
11 ـ بحارالانوار, ج 43, ص 65, حديث 580.
12 ـ مرآه العقول, ج 5, ص 315.
13 ـ سفينه البحار, ج 4, ص 295.
14 ـ مسندالرضا, ج 1, ص 119, حديث 81.
15 ـ همان, ج 1, ص 141, حديث 177.
16 ـ اصول كافى, ج 4, ص 314, حديث 2.
17 ـ بحارالانوار, ج 50, ص 59.
18 ـ لسان الميزان, ج 3, ص 346.
19 ـ بحارالانوار, ج 53, ص 180.
20 ـ اهم منابع از كتب روايى و مذهبى بوده است. بويژه اصول كافى و بحارالانوار و مجلات پيام زن و آينه عصمت.

به نقا از سایت : www.aviny.com

احاديثي گوهربار از حضرت صديقه كبري(س)

- خداوند، امر به معروف را براي حفظ مصالح عمومي جامعه قرار داد. (بحارالانوار/29/223)
- خداوند، رسيدگي به خويشان را براي طول عمر و باعث فزوني در خويشان قرار داد. (بحارالانوار/29/223)
- از مؤمنين نيست كسي كه همسايه‌اش از شر و آزار او در امان نباشد. (دلائل‌الامامه/1)
- همانا خوشبخت حقيقي كسي است كه علي(ع) را دوست بدارد .(مجمع الزوائد علامه هيثمي ، ج 9 ، ص 132)
- در روز قيامت آن گاه كه برانگيخته شوم، از گناهكاران امت پيامبر اسلام(ص) شفاعت خواهم كرد. (وسيله النجاه ص217)
- بهترين شما كساني هستند كه با تواضع، ديگران را ياري مي‌كنند. (دلائل‌الامامه/7)
- از بخل دوري كن، زيرا بخل درختي است در جهنم كه شاخه‌هايش در دنيا مي‌باشد و هر‌كس به آن شاخه‌ها بياويزد، داخل در جهنم مي‌شود. (دلائل‌الامامه/4)
- كسي كه عبادت هاي خالصانه خود را به سوي خدا فرستد، پروردگار بزرگ بهترين مصلحت او را به سويش فرو خواهد فرستاد. ( بحار الانوار ، ج 70 ، ص 249)
-پاداش خوشرويي در برابر مؤمن بهشت است، و خوشرويي با دشمن ستيزه جو، انسان را از عذاب آتش باز مي دارد .(بحار الانوار ، ج 75 ، ص 401)
- خداي تعالي ايمان را براي پاكيزگي از شرك قرار داد و نماز را براي دوري از تكبر و خودخواهي. (احتجاج طبرسي ، ايران : انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 258)
- خداي تعالي زكات را مايه پاكي جان و فزوني روزي و روزه را براي پابرجايي اخلاص قرار داد. (احتجاج طبرسي ، ايران ، انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 258 )
-بهترين شما كسي است كه در برخورد با مردم نرم تر و مهربان تر باشد و ارزشمندترين مردم كساني هستند كه با همسرانشان مهربان و بخشنده اند. ( دلائل الامامه و كنزالعمال ، ج‌ 7، ص225)
-از دنياي شما سه چيز محبوب من است: 1- تلاوت قرآن 2 -نگاه به چهره رسول خدا(ص) 3- انفاق در راه خدا (وقايع الايام خياباني، جلد صيام، ص295)
- از حضرت فاطمه زهرا(س) روايت شده كه رسول خدا(ص) فرمودند: امام همچون كعبه است كه بايد به سويش روند، نه آن كه (منتظر باشند تا) او به سوي آنها بيايد. (بحار الانوار، ج 36، ص 353)

به نقل از سایت :  http://publicrelations.tums.ac.ir

به مناسبت دهه دوم فاطمیه و شهادت حضرت زهرا (س)

بهترين روش براي حفظ قرآن

پس از اشاره به فضيلت حفظ قرآن و آشنايي مختصر با بركات آن در درس گذشته، به بيان روش پيشنهادي خود براي حفظ قرآن مي‌پردازيم. مهم‌ترين و مؤثرترين روش براي حفظ قرآن كه ـ به جز گروه اندكي ـ براي عموم علاقمندان قابل استفاده است و بيشتر حافظان كلام وحي نيز از آن استفاده كرده‌اند «روش ديداري» (بصري) است. پيش از توضيح درباره ويژگي‌هاي اين روش لازم است به يك نكته مهم اشاره كنيم و آن اینکه: مهم‌ترين اتفاق در حفظ قرآن اين است كه شخص به تعداد صفحات قرآن، تصاويري را در حافظه خود ثبت مي‌كند. به بیان دیگر حفظ كل قرآن يا قسمتهايي از آن، عبارت است از تهيه چندين تصوير ذهني از صفحات قرآن و انتقال آنها به «حافظه بلندمدت». [1] طبيعي است كه هر قدر اين تصاوير دقيق‌تر و واضح‌تر باشد، بازيابي آنها از حافظه و ارائه آنها، با موفقیت بیشتری توأم خواهد بود. آنچه در حفظ قرآن به روش ديداري اتفاق مي‌افتد نیز چيزي جز اين نيست که فرد علاقمند با پشتکار فراوان و در پیش گرفتن روشی صحیح و اصولی، بیش از هر چیز حافظه تصویری خود را به کار گیرد و ـ مثلاً ـ 604 تصویر به تعداد صفحات قرآن را در حافظه بلندمدت خود ذخیره نماید. روش ديداري بر اساس دقت و تمركز قوه بينايي بر آيات و عبارات قرآن و مكان قرار گرفتن آنها در صفحات بنا شده است. كسي كه قصد دارد صفحه‌اي از قرآن را حفظ كند، با تكرار چندباره آيات، در حقيقت آنچه را با چشم خود ديده و ضبط كرده در حافظه تثبيت مي‌نمايد و هر عاملي (اعم از مرور و تکرار، دقت در ارتباطات لفظي و معنايي آيات و ...) كه به حك شدن دقيق‌تر و استوارتر اين تصوير در ذهن كمك كند، بايد بيشتر مورد توجه فرد قرار گيرد.

حفظ قرآن با روش ديداري به دو طریق محقّق مي‌شود؛ نخست اینکه فرد كل مقطع مورد نظر براي حفظ (براي مثال صفحه اول جزء 30) را چندين بار از ابتدا تا انتها از رو مي‌خواند و البته اين خواندن را با نيت حفظ كردن و همراه با دقت بر الفاظ آيات و محل قرار گرفتن هر آیه انجام می‌دهد. طریقه دیگر این است که فرد به جاي خواندن مكرر كل مقطع و حفظ يكباره آن، به خواندن و حفظ كردن تك‌تك آيات مي‌پردازد و سپس با كنار هم قراردادن آنها، كل مقطع را حفظ مي‌نمايد. [2]

تجربه نشان داده كه حفظ به طریقه دوم زمان كمتري مي‌گيرد و از طرفي كيفيت كار نيز در اين روش مطلوب‌تر است. از اين‌رو بهتر است براي پرداختن به حفظ قرآن از روش دوم استفاده كنيم.

لازم به یادآوری است که توصیه به استفاده از روش دیداری برای حفظ قرآن به این معنا نیست که در این فرایند هرگز از تلاوتهای ترتیل استفاده نکنیم. در ادامه خواهیم گفت که گوش دادن به تلاوتهای ترتیل رکن اصلی «حفظ قرآن به روش شنیداری» است؛ اما چنانچه در درس چهارم (آشنایی با مراحل حفظ یک مقطع) خواهیم گفت، گوش دادن به تلاوت ترتیل مقطع مورد نظر برای حفظ یکی از مراحل و گامهای اصلی و ضروری حفظ قرآن است. به علاوه گوش سپردن به ترتیل محفوظات گذشته در بحث مرور محفوظات نیز مورد استفاده حافظان قرار می‌‌گیرد.

 

روشهای دیگر حفظ

روشهاي ديگري نيز براي حفظ قرآن پيشنهاد شده است كه از ميان آنها دو روش «حفظ شنيداري» و «حفظ اشاره‌اي» از بقيه مشهورتر است. باید توجه داشت که اين دو روش ـ برخلاف روش دیداری (بصری) ـ روشهاي عمومی و همگاني شمرده نمي‌شود و براي مخاطبان خاص و در زما‌ن‌هاي محدود قابل استفاه است.

روش شنيداري مبتنی بر گوش دادن مکرر تلاوت ترتیل مقطع مورد نظر برای حفظ است؛ و اين گوش دادن تا زمانی ادامه مي‌يابد که شخص اطمینان حاصل كند می‌تواند آن مقطع را دقیقاً مطابق با لحن مرتّل و از حفظ بخواند. استفاده از این روش به عنوان روش اصلی حفظ به سبب وجود برخی نارساییها در آن توصیه نمی‌شود. مهم‌ترین نقیصه حفظ شنیداری آن است که شخص به جای حفظ آیات و عبارات قرآن، در وهله نخست به حفظ کردن «لحن مرتّل» می‌پردازد و به همین خاطر ـ چنانچه نمونه‌های فراوان آن هم دیده شده است ـ با فراموش کردن لحن قاری، دیگر قادر به تلاوت باقیمانده آیات نیست و حتی در مواردی که ـ مثلاً ـ سؤالی از میانه سوره یا صفحه از وی پرسیده شود و او نتواند لحن قاری را به یاد آورد، قادر به تلاوت مابقی سؤال نخواهد بود. به علاوه ماندگاری این نوع حفظ به مراتب از حفظ به روش دیداری کمتر است و با گذشت زمان، مقدار قابل توجهی از محفوظاتی که با استفاده از روش شنیداری حفظ شده است در معرض فراموشی قرار خواهد گرفت.

اما با این وجود، استفاده از این روش در برخی موارد مفید و حتی لازم است؛ برای افراد فاقد سواد خواندن (مانند كودكان و افراد بي‌سواد) و نيز افراد نابينا و كم‌بينا استفاده از روش شنیداری مناسب‌ترین شیوه برای حفظ قرآن شمرده می‌شود.

در اينجا مجدداً تأكيد مي‌كنيم كه هرچند روش پيشنهادي و اصولي براي حفظ «روش ديداري» است، اما استفاده از تلاوتهاي ترتيل در بخشهايي از فرآيند حفظ به روش ديداري اجتناب‌ناپذير و لازم است.

در روش اشاره‌اي هر يك از حروف و كلمات قرآن داراي علائم حركتي مخصوص به خود است و هر يك با حركتي نشان داده مي‌شود. حتي در مواردي برخي مفاهيم با حركات چشم و پلكها و يا علائم صوتي به حافظ تفهيم مي‌شود. استفاده عمومي از اين روش نيز به جهت وجود برخي نقاط ضعف در آن، از جمله «استفاده نكردن از روشهاي ديداري و در نتيجه تثبيت نشدن مناسب محفوظات و فراموشي سريع آنها، يكسان نبودن اشاره‌ها نزد همگان، تحميل بار اضافي به حافظه در به يادسپاري نشانه‌ها، محوريت يافتن حركات نمايشي به جاي معنامحوري در حفظ آيات قرآن و ارائه آنها» توصيه نمي‌شود. البته مي‌توان از اين روش براي كودكان مقطع پيش‌دبستان ـ كه توانايي خواندن ندارند ـ جهت آموزش سوره‌هاي كوتاه پايان قرآن استفاده نمود. [3]

 

 

پي نوشت:


[1] . يكي از رايج‌ترين تقسيم‌بنديهاي حافظه نزد روانشناسان، تقسيم‌بندي آن به «حافظه حسي»، «حافظه كوتاه‌مدت» و «حافظه بلند‌مدت» است. حافظه بلندمدت محل اندوختن دائمي اطلاعات است و در فرآبند آموزش ـ و از جمله در حفظ قرآن ـ عموماً با اين نوع حافظه سروكار داريم. براي توضيح بيشتر ر. ك: برنارد لاول، حافظه و يادگيري، ص 26 ـ 30.

[2] . روانشناسان آموزشي روش اول را «روش حفظ جامع» و روش دوم را «روش حفظ جزء به جزء» مي‌نامند.

[3] . براي تفصيل بيشتر ر. ك: رضا نجفي، نگاهي تحليلي بر مباني و روشهاي حفظ قرآن كريم، ص 56 ـ 70

به نقل از سایت سازمان دار القرآن الکریم



ادامه درس سوم: همزه قطع و وصل

به نقل از سایت سازمان دار القرآن الکریم

درس سوم: همزه قطع و وصل

به نقل از سایت سازمان دار القرآن الکریم



 

ادامه نوشته

دانلود اذان مرحوم رحیم موذن زاده

ادامه نوشته

در سوره يس كلمه «يس» به چه معني است؟  

براي «يس» تفسيرهاي گوناگوني شده كه برخي از آنها را ذكر مي‎كنيم.

الف: «يس» از حروف مقطعه است و در معناي حروف مقطعه، اقوال مختلف است كه مرحوم طبرسي در مجمع البيان ده قول ذكر مي‎كند.

ب: اين كلمه مركب از «يا» (حرف ندا) و «سين» يعني شخص پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله است و اين يكي از نامهاي پيامبر صلي الله عليه وآله است.

ج: مخاطب، در اينجا انسان است و «سين» اشاره به او است. يعني «اي انسان».

د: «سين» به معناي «سيّد» است، يعني اي سيد و سرور.

به نقل از سایت مركز آموزش تخصصي تفسير و علوم قرآن حوزه علميه قم

معناي كلمه قرآن چيست؟  

قرآن، به عنوان كلام الهي داراي عناوين و اسامي متعددي است كه از ميان آنها چند نام داراي شهرت بيشتري هستند، مانند: قرآن، فرقان، كتاب، تنزيل و .... ، ميان اين اسامي، واژة «قرآن» بيشتر از نامهاي ديگر شهرت يافته و امروزه در سراسر گيتي، اين نام براي كتاب خدا شناخته‎تر است.

البته بايد توجّه داشت كه اين نام را پيامبر صلي الله عليه وآله و يا صحابه به آن نداده‎اند، بلكه خداوند، خود اين كتاب آسماني را «قرآن» ناميده است، بل هو قرآن مجيد، [اين آيات سحر و دروغ نيست] بلكه قرآن با عظمت است(بروج/21).

انه لقرآن كريم، كه آن قرآن كريم است(واقعه/77).

و رتّل القرآن ترتيلاً،  قرآن را با دقت و تأمل بخوان (مزمل/4).

كلمة «قرآن»، بيش از 65 مرتبه در خود اين كتاب آمده است؛ در ميان بزرگان در تلفظ و معناي اين كلمه، اتفاق نظر وجود ندارد.

عده‎اي آن را مهموز و از ريشه «قرء» به معناي قرائت و خواندن و يا به معناي جمع كردن دانسته‎اند، زيرا حروف، كلمات، آيات و سوره‎ها همه در آن جمع شده است و يا اينكه حقائق و معارف ديني كه در كتب پيشين پراكنده بود در اين كتاب جمع و به هم پيوسته شده است.

بعضي معتقدند: لفظ قرآن از «قرن» به معناي ضميمه كردن است و عرب چون چيزي را به چيز ديگري ضميمه كند مي‎گويد: «قَرَنتُ الشئ بالشئ» و به اين جهت، به جمع آوري سوره‎ها و آيه‎ها در كنار هم، قرآن گويند. به عبارت ديگر: چون ميان سوره‎ها، آيات و حروف اين كتاب مقارنه وجود دارد و يا اين كه الفاظ صحيح با معاني صحيح تقارن يافته‎اند، قرآن ناميده‎اند.

ولي اين قول صحيح به نظر نمي‎رسد، زيرا تسمية قرآن به اين نام، در سورة «مزمل» آمده است و آن هنگام هنوز آيات به قدري نازل نشده بود كه به مناسبت اجتماع و مقارنة آنها با يكديگر، نام قرآن بر آنها اطلاق گردد.

از اين رو بهتر آن است كه بگوئيم: كلمة «قرآن» از ريشة «قرء» به معناي خواندن باشد، زيرا اولاً اين معنا از همان آغاز وحي در اين كلمه ديده مي‎شود و نخستين وحي (طبق نظر اكثر مفسران)  با «اقرء» شروع شده است و ثانياً از همان اوائل بعثت، مجموعة وحي الهي به نام «قرآن» خوانده شده است و ثالثاً همان طور كه اشاره شد در سورة مزمّل (كه از نخستين وحي‎هاست) آية 4 آمده است كه «قرآن را با درنگ بخوان» پس اين قول صحيح تر به نظر مي‎رسد.

به نقل از سایت مركز آموزش تخصصي تفسير و علوم قرآن حوزه علميه قم

 

 


آداب تلاوت قرآن

در قرآن کریم و سخنان پیامبر عظیم الشأن و امامان معصوم (علیهم السلام) علاوه بر تأکید بر قرائت قرآن، به رعایت آداب قرائت نیز سفارش شده است. مراعات این آداب علاوه بر آنکه ثواب بیشتری را نصیب قاری می‌کند، او را به هدف نهایی قرائت قرآن، که فهم معانی و عمل به دستورات آن است، نزدیک‌ترمی‌کند. در اینجا ما برخی از آیات تلاوت قرآن را بیان می‌کنیم:

ادب اوّل: طهارت وپاکیزگی، نخستین ادب از آداب تلاوت قرآن، طهارت و پاکیزه بودن است. اگر کسی بخواهد به خطوط آیات قرآن دست بزند و یا احتمال دهد هنگام قرائت دستش به خطّ قرآن رسد لازم است با طهارت و وضو باشد. دلیل این مسئله را این آیات دانسته‌اند: «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِیمٌ * فِی كِتَابٍ مَكْنُونٍ * لَا یمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ»[1] : «که آن، قرآن کریمى است، ٭ که در کتاب محفوظى جاى دارد، ٭ و جز پاکان نمى‏توانند به آن دست زنند [دست یابند].»

در رساله‌های توضیح المسائل مراجع بزرگوار تقلید پس از ذکر حرمت تماس دست و سایر اعضاء فرد بی‌وضو با کلمات قرآن، سفارش شده است که هنگام قرائت قرآن ـ حتّی اگر دست و یا بدن هم با خطوط قرآن تماس ندارد ـ بهتر است انسان با وضو باشد. با وضو بودن ثواب قرائت را بیشتر می کند؛ چرا که وضو نور است، حتّی افرادی که وضو دارند می‌توانند برای قرائت قرآن وضوی جدیدی بگیرند؛ چه آنکه در خبر آمده است: «إنَّ الْوُضُوءَ عَلی الْوُضُوءِ نُورٌعَلی نُورٍ : وضو ساختن بر روی وضوی پیشین، نوری بر روی نور است.»[2] و قرآن نیز نور است : « وَأَنْزَلْنَا إِلَیكُمْ نُورًا مُبِینًا»[3] : «و نوری آشکار به سوی شما نازل کردیم» و خداوند نیز نور است: « اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ»[4] :«خداوند نور آسمان و زمین است.»  علاوه بر وضو که سبب روشنی و طراوت جسم و جان است، در راستای پاکیزگی بیشتر، به مسواک زدن پیش از قرائت قرآن و پوشیدن لباس‌های تمیز و مرتّب برای قرائت قرآن سفارش شده است.

ادب دوّم: اخلاص؛ منظور از اخلاص در تلاوت قرآن آن است که قاری قرآن از ابتدای قرائت تا انتهای آن و حتّی پس از تلاوت، فقط رضا و خشنودی خدا را در نظر داشته باشد.[5] در روایتی دربارۀ ارزش اخلاص در کارها آمده است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به معاذ بن جبل فرمودند: «عمل را خالص گردان، که عمل خالص اندکش هم تو را سود می بخشد ... و بدان، عملی که به خاطر ریا و خود نمایی باشد، مسلماً به ضرر تو است و موجب عذاب و عقوبت خواهد شد.»[6]

ادب سوّم: دعای قبل و بعد از تلاوت؛ خداوند انسانی را که دعا می‌کند دوست دارد و دعا کردن راه جلب نظر محبوب است چه اینکه در قرآن آمده است: « (ای پیامبر) بگو اگر دعای شما نباشد، پروردگارم هیچ اعتنایی به شما نمی‌کند.» [7]

یکی از زمانهایی که برای دعا کردن مناسب است پیش از شروع تلاوت قرآن و پس از اتمام آن است. در واقع با دعا کردن، خود را برای شروع قرائت قرآن و کسب فیض از آن آماده می‌کنیم و زمینۀ استجابت دعا را فراهم می‌سازیم.

ادب چهارم: استعاذه در آغاز تلاوت ؛ یعنی با گفتن «اَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ» به خداوند از شرّ شیطان پناه بریم و از او بخواهیم با پناه دادن ما از شرّ شیطان زمینۀ حضور قلب، نیت خالص و توجّه به معانی را در ما ایجاد کند. مسألۀ پناه بردن به خدا در هنگام تلاوت قرآن در آیۀ 98 سورۀ مبارکۀ نحل سفارش شده است.

ادب پنجم: گفتن «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» در آغاز تلاوت؛ « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» سرآغاز کتاب الهی است نه تنها در ابتدای قرآن، بلکه در آغاز تمام کتابهای آسمانی بوده است. ذکر نام خداوند و استعانت از او سرلوحۀ کار همۀ انبیاء بوده است. هنگامی که کشتی حضرت نوح (ع) در میان امواج طوفان به راه افتاد، نوح (ع) به یاران خود گفت: « وَقَالَ ارْكَبُوا فِیهَا بِسْمِ اللَّهِ مَجْرَاهَا وَمُرْسَاهَا إِنَّ رَبِّی لَغَفُورٌ رَحِیمٌ»[8] : «او گفت: به نام خدا بر آن سوارشوید! و هنگام حرکت و توقّف کشتی یاد او کنید، که پروردگارم آمرزنده و مهربان است.»

«بسم الله» یاد خدا و توکّل بر او و نشان مسلمانی است، از این رو بر زبان آوردن «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» در شروع هر کاری به ما مسلمانان سفارش شده است. در حدیث نبوی آمده است: «هر کار ارزشمندی که با اسم خدا شروع نشود آن کار، ناقص و ناتمام است.»[9]

یکی از کارهایی که سفارش شده آن را با نام خدا و ذکر «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» آغاز کنیم، تلاوت قرآن است.

ادب ششم: شمرده تلاوت کردن؛ برای فهم بیشتر آیات قرآن توصیه شده است که قرآن شمرده و با تأمّل تلاوت شود؛ چه اینکه تند و سریع قرائت کردن قرآن فرصت فکر کردن دربارۀ معانی کلمات و آیات را از ما می‌گیرد و موجب می‌شود که تمام توجّه قاری به زودتر تمام کردن تلاوت معطوف باشد، در حالی که اندیشۀ بیشتر، ارزشمندتر از تلاوت بیشتر است. خدواند متعال در آیۀ 4 سورۀ مبارکۀ مزمّل ما را به شمرده تلاوت کردن سفارش می‌کند: «وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلًا» : «و قرآن را شمرده شمرده بخوان.»

ادب هفتم: تدبّر؛ یکی از وظایف ما در برابر قرآن، اندیشیدن در معانی و مقاصد آیات است و این خواسته خداوند از ما است: «كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَیكَ مُبَارَكٌ لِیدَّبَّرُوا آیاتِهِ وَلِیتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ»[10] : « این [قرآن] کتابی است پر برکت که بر تو نازل کرده‌ایم تا در آیات آن تدبّر کنند و خردمندان متذکّر شوند.»

امید است به تلاوت قرآن و رعایت آداب آن موفّق شویم و زمینۀ عمل به دستورات قرآن در ما ایجاد گردد.

ادب هشتم: استماع؛ استماع به معنای شنیدن است، بگونه‌ای که به معنا و مفهوم سخن نیز توجّه شود. همۀ مسلمانان وظیفه دارند هنگام قرائت قرآن به آیات الهی کاملاً گوش فرا دهند و ساکت باشند و در این حال به معانی آیاتی که تلاوت می‌شود توجّه کنند که در این صورت رحمت خداوند، شامل ایشان خواهد شد: «وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ»[11] : «هنگامی که قرآن خوانده شود، گوش فرا دهید و خاموش باشید؛ شاید مشمول رحمت خدا شوید.»

در این باره از امام سجاد (ع) روایت شده است: «کسی که حرفی از کتاب خدا را بشنود بدون اینکه خود قرائت کند، خداوند برای او حسنه‌ای می‌نویسد و یکی از گناهان او را محو می‌کند و مقام او را یک درجه بالا می‌برد.»[12]


 


[1] . واقعه/ 77- 79.

[2] . وسائل الشیعة، ج 1، ص 377، ح 977.

[3] . نساء/ 174.

[4] . نور/ 35.

[5] . در بخش فضایل و رذایل اخلاقی، توضیح بیشتر دربارۀ بحث اخلاص و ریا خواهد آمد.

[6] . آداب تلاوت قرآن، ص 29 به نقل از راه نجات، ص 188.

[7] . فرقان/ 77.

[8] . هود/ 41.

[9] . وسائل الشیعة، ج 7، ص 170، ح 9032.

[10] . ص/ 29.

[11] . أعراف/ 204.

[12] . الكافی، ج 2، ص 612، ح 6.

به نقل از سایت سازمان دار القرآن الکریم
 

رهبر معظم انقلاب در پيام به مناسبت حلول سال جدید

 

سال ۹۲ را بعنوان "سال حماسه ی سیاسی و حماسه ی اقتصادی" نامگذاری می کنیم"

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام به مناسبت آغاز سال ۱۳۹۲، با اشاره به حرکت رو به جلوی ملت ایران در سال گذشته بویژه در مواجهه ی اقتصادی و سیاسی با جهان استکبار، چشم انداز سال ۹۲ را امیدوارانه و همراه با پیشرفت و تحرک و ورزیدگی و حضور جهادی ملت ایران در عرصه های سیاسی و اقتصادی دانستند و تاکید کردند: با این نگاه، سال ۹۲ را "سال حماسه ی سیاسی و حماسه ی اقتصادی" نامگذاری می کنیم.
متن پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است:



بسم‌الله‎الرّحمن‌الرّحیم


یا مقلّب القلوب و الأبصار، یا مدبّر اللّیل و النّهار، یا محوّل الحول و الأحوال، حوّل حالنا الی احسن الحال.
اللّهمّ صلّ علی حبیبتك سیّدة نساء العالمین فاطمة بنت محمّد صلّی الله علیه و ءاله. اللّهمّ صلّ علیها و علی ابیها و بعلها و بنیها. اللّهمّ کن لولیّك الحجّة بن الحسن صلواتك علیه و علی ءابائه فی هذه السّاعة و فی کلّ ساعة ولیّا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتّی تسکنه ارضك طوعا و تمتّعه فیها طویلا. اللّهمّ اعطه فی نفسه و ذرّیّته و شیعته و رعیّته و خاصّته و عامّته و عدوّه و جمیع اهل الدّنیا ما تقر به عینه و تسرّ به نفسه.
تبریک عرض میکنم به همه‌ی هم‌میهنان عزیزمان در سراسر کشور، و به همه‌ی ایرانیان در هر نقطه‌ای از جهان که هستند، و به همه‌ی ملتهائی که نوروز را گرامی میدارند؛ مخصوصاً به ایثارگران عزیزمان، خانواده‌های شهدا، جانبازان و خانواده‌هایشان، و همه‌ی کسانی که در راه خدمت به نظام اسلامی و به کشور عزیزمان مشغول فعالیتند. امیدواریم خداوند متعال این روز را و این آغاز سال را برای ملت ما، برای همه‌ی مسلمانان عالم، مایه‌ی شادی و بهروزی و نشاط قرار دهد و ما را به انجام وظائفمان موفق و مؤید بدارد. به هم‌میهنان عزیزمان عرض میكنم توجه داشته باشند كه ایام فاطمیه در اواسط روزهای عید است و تكریم و احترام این ایام برای همه‌ی ما لازم است.
ساعت تحویل و هنگام تحویل، در حقیقت حد فاصلی است بین یك پایان و یك آغاز؛ پایان سال گذشته و آغاز سال نو. البته نگاه عمده‌ی ما باید به طرف جلو باشد؛ سال نو را ببینیم، برای آن خودمان را آماده كنیم و برنامه‌ریزی كنیم؛ اما حتماً نگاه ِ به پشت سر و راهی كه طی كرده‌ایم هم برای ما مفید است، برای اینكه ببینیم چه كرده‌ایم، چگونه حركت كرده‌ایم، نتائج كار ما چه بوده است، و از آن درس بگیریم و تجربه بیاموزیم.
 سال ۹۱ مثل همه‌ی سالها، سالی متنوع و دارای رنگها و نقشهای گوناگون بود؛ شیرینی هم داشت، تلخی هم داشت؛ پیروزی هم داشت، عقب‌ماندگی هم داشت. زندگی انسانها در طول حیات، همیشه همین جور است؛ با كش و قوس‌ها همراه است، با فراز و نشیب‌ها همراه است؛ مهم این است كه از نشیبها خارج شویم ، خودمان را به اوجها برسانیم . .


آنچه كه در طول سال ۹۱ از جنبه‌ی مواجهه‌ی ما با جهان استكبار آشكار و واضح بود، عبارت بود از سختگیری دشمنان بر ملت ایران و بر نظام جمهوری اسلامی. البته ظاهر قضیه، سختگیری دشمن بود؛ اما باطن قضیه، ورزیدگی ملت ایران و پیروزی او در میدانهای مختلف بود. آنچه كه دشمنان ما هدف گرفته بودند، صحنه‌ها و عرصه‌های مختلف بود؛ عمدتاً عرصه‌ی اقتصاد و عرصه‌ی سیاست بود. در عرصه‌ی اقتصاد، گفتند و تصریح كردند كه میخواهند ملت ایران را به‌وسیله‌ی تحریم فلج كنند؛ اما نتوانستند ملت ایران را فلج كنند و ما در میدانهای مختلف، به توفیق الهی و به فضل پروردگار، به پیشرفتهای زیادی دست پیدا كردیم؛ كه تفصیل آنها برای ملت عزیزمان گفته شده است، گفته خواهد شد؛ من هم ان‌شاءالله در سخنرانی روز اول فروردین، به شرط حیات، اجمالاً مطالبی عرض خواهم كرد.
در زمینه‌ی اقتصاد البته بر مردم فشار وارد آمد، مشكلاتی ایجاد شد؛ بخصوص كه اشكالاتی هم در داخل وجود داشت؛ برخی از كوتاهی‌ها و سهل‌انگاری‌ها انجام گرفت كه به نقشه‌های دشمن كمک كرد؛ لیكن در مجموع، حركت مجموعه‌ی نظام و مجموعه‌ی مردم، یک حركت رو به جلو بوده است و ان‌شاءالله آثار و نتائج این ورزیدگی را در آینده خواهیم دید.


 در عرصه‌ی سیاست، از یک جهت همت آنها این بود که ملت ایران را منزوی کنند، از جهت دیگر ملت ایران را دچار دودلی و تردید کنند؛ همت آنها را کوتاه و ضعیف کنند. درست عکس این عمل شد؛ در واقع عکس این اتفاق افتاد. در زمینه‌ی انزوای ملت ایران، نه فقط نتوانستند سیاستهای بین‌المللی و منطقی ما را محدود کنند، بلکه حتّی نمونه‌هائی از قبیل اجلاس جنبش غیر متعهدها با حضور تعداد کثیری از سران و مسئولان کشورهای جهان در تهران تشکیل شد و عکس آنچه را که دشمنان ما میخواستند، رقم زد و نشان داد که جمهوری اسلامی نه فقط منزوی نیست، بلکه در دنیا با چشم تکریم و احترام به جمهوری اسلامی و به ایران اسلامی و به ملت عزیز ما نگریسته میشود.


در زمینه‌ی مسائل داخلی، مردم عزیز ما در آنجائی که امکان و موقعیت ابراز احساسات وجود داشت ــ عمدتاً در بیست و دوم بهمن سال ۹۱ ــ آنچه را که لازمه‌ی حماسه و شور بود، از خود نشان دادند؛ از سالهای دیگر پرشورتر و متراکم‌تر در صحنه حاضر شدند. یک نمونه‌ی دیگر هم حضور مردم خراسان شمالی در بحبوحه‌ی تحریمها بود، که نمونه و مستوره‌ای از وضعیت و روحیه‌ی ملت ایران را نشان میداد نسبت به نظام اسلامی و به مسئولان خدمتگار و خدمتگزار خودشان. کارهای بزرگی هم بحمدالله در طول سال انجام گرفته است؛ تلاشهای علمی، کارهای زیربنائی، تحرک فراوان مسئولین و مردم. زمینه‌ها برای حرکتِ رو به جلو و ان‌شاءالله جهش، فراهم شده است؛ هم در زمینه‌ی اقتصاد، هم در زمینه‌ی سیاست، و هم در همه‌ی زمینه‌های حیاتیِ دیگر.


سال ۹۲ برابر چشم‌انداز امیدوارانه‌ای که به لطف پروردگار و همت مردم مسلمان برای ما ترسیم شده است، سال پیشرفت و تحرک و ورزیدگی ملت ایران خواهد بود؛ نه به این معنا که دشمنیِ دشمنان کاسته خواهد شد، بلکه به این معنا که آمادگی ملت ایران بیشتر و حضور او مؤثرتر و سازندگی آینده‌ی این ملت به دست خودشان و با همتِ با کفایت خودشان ان‌شاءالله بهتر و امیدبخش‌تر خواهد شد.


البته آنچه را که ما در سال ۹۲ در پیشِ‌ رو داریم، باز عمدتاً در دو عرصه‌ی مهم اقتصاد و سیاست است. در عرصه‌ی اقتصاد، به تولید ملی باید توجه شود؛ همچنان که در شعار سال گذشته بود. البته کارهائی هم انجام گرفت؛ منتها ترویج تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه‌ی ایرانی، یک مسئله‌ی بلند‌مدت است؛ در یک سال به سرانجام نمیرسد. خوشبختانه در نیمه‌ی دوم سال ۹۱ سیاستهای تولید ملی تصویب شد و ابلاغ شد ــ یعنی در واقع این كار ریل‌گذاری شد ــ كه بر اساس آن، مجلس و دولت میتوانند برنامه‌ریزی كنند و حركت خوبی را آغاز كنند و ان‌شاءالله با همت بلند و با پشتكار پیش بروند.


در زمینه‌ی امور سیاسی، كار بزرگ سال ۹۲، انتخابات ریاست جمهوری است؛ كه در واقع مقدرات اجرائی و سیاسی، و  به یک معنا مقدرات عمومی كشور را برای چهار سال آینده برنامه‌ریزی میكند. ان‌شاءالله  مردم با حضور خودشان در این میدان هم خواهند توانست آینده‌ی نیكی را برای كشور و برای خودشان رقم بزنند. البته لازم است هم در زمینه‌ی اقتصاد، هم در زمینه‌ی سیاست، حضور مردم حضور جهادی باشد. با حماسه و با شور باید  وارد شد، با همت بلند و نگاه امیدوارانه باید وارد شد، با دل پر امید و پر نشاط باید وارد میدانها شد و با حماسه‌آفرینی باید  به اهداف خود رسید. .


با این نگاه، سال ۹۲ را به عنوان «سال حماسه‌ی سیاسی و حماسه‌ی اقتصادی» نامگذاری میكنیم و امیدواریم به فضل پروردگار، حماسه‌ی اقتصادی و حماسه‌ی سیاسی در این سال به دست مردم عزیزمان و مسئولان دلسوز كشور تحقق پیدا كند. .


به امید توجهات پروردگار و دعای حضرت بقیةالله (ارواحنا فداه) و با درود به روح مطهر امام بزرگوار و شهیدان عزیز.
و السّلام علیكم و رحمةالله و بركاته.


به نقل از از سایت اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری 

 

سال حماسه سیاسی حماسه اقتصادی

 

حفظ : درس اول: فضیلت و برکات حفظ قرآن

برای پی بردن به فضیلت و اهمیت حفظ قرآن کافی است اندکی در احادیث رسیده از پیامبر (صلی الله علیه و آله) و ائمه اطهار (علیهم السلام) در اينباره و نیز در سیره عملی ايشان در تعامل با قرآن و اهل آن دقت کنیم. به طور کلی قرآن کریم در نگاه آن بزرگواران از جایگاهی رفیع و منزلتی ویژه برخوردار است و بالتبع مسائل مربوط به آن، از جمله «تلاوت و قرائت، تدبر و عمل به فرامین آن و آموختن و آموزاندن آن» و نيز «حفظ قرآن و در سينه داشتن آن»، مورد سفارش ایشان قرار گرفته است.

به چند نمونه از احادیث مرتبط با حفظ قرآن توجه کنید:

1ـ قال رسول الله (صلي الله عليه و آله): «حَمَلَةُ القُرْآنِ هُمُ المَحْفُوفونَ بِرَحمَةِ اللهِ، المُلَبِّسونَ نُورَ اللهِ، المُعَلِّمونَ كَلامَ اللهِ. مَنْ عاداهُم فَقَدْ عادَي اللهَ و مَنْ والاهُم فَقَدْ والَي اللهَ.»:[1] حافظان قرآن مشمول رحمت خدا، در بركنندگان نور خدا و آموزگاران كلام خدايند. كسي كه با آنان دوستي نمايد با خدا دوستي نموده و كسي كه با آنان دشمني كند خدا را دشمن داشته است.

2ـ قال رسول الله (صلي الله عليه و آله): «إنَّ اَكْرَمَ العِبادِ إلَي اللهِ بَعْدَ الاَنبياءِ العُلَماءُ ثُمّ حَمَلَةُ القُرآن. يَخْرُجونَ مِن الدُّنيا كَما يَخْرُجُ الاَنبياء وَ يَحْشُرونَ مِنْ قُبُورِهِم مَعَ الاَنبياءِ و يَمُرُّونَ عَلي الصِّراط مَعَ الاَنبياءِ و يَأخُذونَ ثوابَ الاَنبياء. فَطوبي لِطالب العِلْمِ و حامِلِ القرآنِ ممّا لَهُم عِندَ اللهِ مِن الكرامَةِ وَ الشَّرَفِ.» [2]: گرامي‌ترين بندگان بعد از انبياء علما و سپس حافظان قرآن هستند. مانند انبياء از دنيا مي‌روند، همراه انبياء از قبرهايشان خارج مي‌شوند، به همراه انبياء از صراط مي‌گذرند و ثواب انبياء را مي‌برند. پس خوشا به حال پوينده راه علم و حافظ قرآن، به سبب كرامت و شرافتي كه نزد خدا دارند.

3ـ قال رسول الله (صلي الله عليه و آله): «مَنْ اَعْطاهُ اللهُ حِفْظَ كِتابِهِ فَظَنَّ اَنَّ أحَداً اُعْطِيَ أفْضَلَ مِمَّا اُعْطِيَ فَقَدْ غَمَطَ أفْضَلَ النِّعمَةِ.»: [3] هر كس كه خداوند حفظ كتابش را به او ببخشد و گمان برد به كسي چيزي بهتر از او داده شده، بافضيلت‌ترين نعمت را كوچك شمرده است.

4ـ قال رسول الله (صلي الله عليه و آله): «أغْنَي النَّاسِ حَمَلَةُ القُرآنِ؛ مَنْ جَعَلَهُ اللهُ تَعالي في جوْفِهِ.»: [4] بي‌نيازترين مردم حافظان قرآن هستند؛ همان كساني كه خداوند متعال قرآن را در وجودشان جاي داده است.

5ـ‌ قال رسول الله (صلي الله عليه و آله): «إذا ماتَ حامِلُ القُرآنِ أوحَي اللهُ إلَي الأرضِ أَن لا تَأكُلي لَحْمَهُ. قالَتْ: إلهي كَيفَ آكُلُ لَحْمَهُ و كَلامُكَ في جَوْفِه.»: [5] هنگامي كه حافظ قرآن از دنيا مي‌رود خداي تبارك و تعالي به زمين وحي مي‌كند كه «گوشت بدن او را نخور.» زمين مي‌گويد: «پروردگارا، چگونه گوشت او را بخورم در حالي كه كلام تو (قرآن) در قلب اوست.»

6ـ قال رسول الله (صلي الله عليه و آله): «لِحاملِ القُرآنِ إذا عَمِلَ بِهِ فَأحَلَّ حَلالَهُ و حَرَّمَ حَرامَهُ شَفْعٌ في عَشْرَةِ أهْلِ بَيْتِهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ كُلُّهُم قَدْ وَجَبَتْ لَهٌ النّارُ.»:[6] حافظ عامل به قرآن كه حلال آن را حلال و حرام آن را حرام مي‌شمارد فرداي قيامت در مورد 10 نفر از بستگانش ـ كه همگي آنها اهل آتشند ـ حق شفاعت دارد.

7ـ قال علی (علیه السلام): « اِقرَؤُوا القرآنَ و اسْتَظْهِرُوهُ فإنّ اللّهَ تَعالى لا يُعَذِّبُ قلباً وَعَى القرآنَ. »:[7] قـرآن را تـلاوت كـنـيـد و آن را به خاطر سپاريد، زيرا خداوند متعال دلى را كه قرآن را در خود دارد عذاب نمى‌كند.

8ـ قال رسول الله (صلي الله عليه و آله): « إنّ الّذى ليسَ فى جَوْفِهِ شيىءٌ مِنَ القرآنِ كَالبيتِ الخرابِ. » : [8] كسى كه در درونش چيزى از قرآن نيست، دلش مانند خانه ويران است.

9ـ قال رسول الله (صلي الله عليه و آله): « مَنْ قَرَأ القرآنَ عن حفظِهِ ثمّ ظَنَّ أنّ اللّهَ تَعالى لا يَغْفِرُهُ فَهو مِمّنِ اسْتَهْزَأ بآياتِ اللّهِ. »:[9] كـسـى كـه قرآن را از حفظ بخواند و گمان كند خداى تعالى او را نمي‌آمرزد، در شمار كسانى است كه آيات الهى را به تمسخر گرفته‌اند.

10ـ قال الامام الصادق (عليه السلام): «اَلْحافِظُ للْقرْآنِ الْعامِلُ بِه مَعَ السَّفَرةِ الْكِرامِ الْبَرَرَةِ.»: [10] حافظ قرآن كه بدان عمل كند، در آخرت رفيق و همراه فرشتگان و سفيران الهي خواهد بود.

از بیانات نورانی معصومان در این باب

، می‌توانیم به برخي از برکات حفظ قرآن پی ببریم؛ از جمله: «قرار گرفتن در پناه رحمت الهي، محشور شدن با انبياء و همراهي با آنان، برخورداري از بالاترين ثروت فرهنگي (قرآن)، داشتن حق شفاعت در قيامت، ايمني از عذاب آخرت، آباداني دل و ...». البته چنانچه در متن شماري از احاديث تأكيد شده، شرط اين بهره‌مندي آن است كه حافظ قرآن در جهت عمل به احكام و فرامين آن حركت كند و كلام وحي همواره نصب العين او باشد. بديهي است كه تنها بسنده كردن به خواندن ظاهري آيات، تمامي اين بركات را به دنبال ندارد.

علاوه بر موارد فوق، بركات و فوائد مهم ديگري نيز در حفظ قرآن هست كه از مهم‌ترين آنها «انس با قرآن» است. حفظ قرآن را جامع‌ترين راه براي انس با اين كتاب مقدس دانسته‌اند و به راستی هم چنين است؛ زیرا حافظ قرآن، به بهانه ورود به اين وادي مبارك و به سبب آنكه بي‌توجهي به آيات و فراموش كردن آنها پسنديده نيست و نوعي بي‌احترامي به كتاب وحي تلقي مي‌شود، بايد تا پايان عمر به تلاوت قرآن و محفوظات خود پايبند باشد و همين نكته و خواندن مكرر آيات موجبات مؤانست و رفاقت او را با قرآن فراهم مي‌كند.

فايده بسيار مهم ديگر براي حفظ قرآن فراهم كردن زمينه «تدبر در قرآن» است. اين نكته در بيانات رهبر معظم انقلاب نیز به خوبي مطرح شده است. ایشان در یکی از دیدارهای خود با قاریان و حافظان قرآن فرمودند:

«... وقتی شما حافظ قرآن هستید، این تکرار آیات قرآنی و انس دائمی با قرآن، به شما فرصت می‌دهد که در قرآن تدبر کنید. تدبر در قرآن با همینطور خواندن و رد شدن به دست نمی‌آید؛ با یک بار و دوبار خواندن هم حاصل نمی‌شود؛ با تکرار و انس با آیه‌ای از قرآن امکان تدبر در آن به دست می‌آید. و چقدر لطایف در قرآن کریم هست که اینها را جز با تدبر نمی‌توان فهمید. بنابراین حفظ و فهم معانی قرآن و تلاوت آن لازم است.» [11]

ايشان در همین رابطه در جای دیگری یادآور شده‌اند که:

«... به سمت حفظ قرآن بيشتر برويد. حفظ، وسيله است البته؛ حفظ وسيله است. حفظ، هدف نيست. حفظ قرآن، وسيله است؛ وسيله است براى اين كه انسان آسان بخواند، آسان تكرار كند و امكان تدبر پيدا كند. جوانها بروند از استعدادشان، از حافظه‌شان استفاده كنند. بچه‌ها را، جوانها را بكشانيد به سمت حفظ قرآن. البته امروز با گذشته ما قابل مقايسه نيست، خيلى جلو هستيم؛ اما كم است. آنچه كه الان در كشور ما وجود دارد، كم است. بروند به سمت حفظ قرآن. وقتى كه حفظ حاصل شد، آن وقت توان و فرصت براى تدبر بيشتر پيدا خواهد شد و همين تدبر است كه كليد است. كليد اصلى، همين تدبر در قرآن و فكر كردن در قرآن است.» [12]

آنچه گفتيم گوشه‌اي از بركات و فوائد حفظ قرآن كريم بود و بركات فراوان ديگری نيز هست كه مجال پرداختن به آنها در این مختصر فراهم نیست. اما آنچه گفتيم و نگفتيم تنها به منزله توصيف منظره‌اي نيكو و دلكش است و شرط بهره‌مندی کامل از این تصویر زیبا آن است که آستين همت را بالا بزنيد و با توكل بر خدا و توسل به ذوات مقدس معصومان (عليهم السلام) «حفظ قرآن» را آغاز كنيد.

 

پي نوشت:


[1] . مستدرك الوسائل /ج4/ص 254.

[2] . بحارالانوار /ج 89/ ص 18ـ 19.

[3] . كنزالعمال / ج1/ حديث 2317.

[4] . كنزالعمال/ج1/حديث 2261.

[5] . كنزالعمال/ج1/حديث 2488.

[6] . كنز العمال / ج 1/ حديث 2327 .

[7] . بحار الانوار، ج 89،‌ ص19.

[8] . كنز العمال، ج 1، ص 553.

[9] . مستدرك الوسائل، ج 2، ص 294.

[10] . اصول كافي، ج 4، ص 404.

[11] . سخنراني ايشان در 4 مهر 1385.

[12] . سخنراني ايشان در 4 تير 1390.

به نقل از سایت سازمان دار القرآن الکریم

روخوانی : ادامه درس اول / فتحه

به نقل از سایت سازمان دار القرآن الکریم


 

ادامه نوشته

روخوانی : ادامه درس اول/ فتحه

به نقل از سایت سازمان دار القرآن الکریم



 

ادامه نوشته